محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

144

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

افزون بر اين خود مورخان اسلامى بر اين باورند كه نمرود از نبطيان بوده است و نبطيان هيچ گاه به استقلال بر يك وجب از زمين نيز فرمانروايى نكرده‌اند ، از اين روى نمرود فقط كارگزار ضحاك ( ايرانى ) بود كه بر « سواد » و نيز بر سرزمين‌هايى كه از چپ و راست بدان مىپيوستند فرمان مىراند « 1 » . چه بسا آنان كه اين تاريخ‌ها را نوشته‌اند ، مىدانستند كه نبطيان - نه در عراق - بلكه در شمال غرب شبه جزيرهء عربستان مىزيستند و پايتخت آنها « پترا » بود كه در فاصلهء ميان قرن دوم پيش از ميلاد و اوايل قرن دوم پس از ميلاد ، دولتى مستقل تشكيل دادند ، آنگاه كه روميان به سال 106 م در روزگار « تراجان / 98 - 117 م » بر « پترا » چيره شدند ، بنابراين فاصلهء زمانى ميان حضرت ابراهيم ( ع ) و نبطيان بسيار زياد است « 2 » . امّا در اين باره كه واقعا نمرود نخستين كسى بوده كه در زمين سر به ستمگرى برداشت ، دليلى در دست نيست كه بر آن تأكيد گذارد و يا دست كم به اين نظر قوت ببخشد و داستان ساختن كاخ بابل نيز اينچنين است و حتى وجود اين كاخ موضوعى است كه نياز به دليلى تأييد كننده دارد . ولى در اين باره كه وى نخستين پادشاه بوده بايد گفت ، از لحاظ تاريخى چنين معلوم مىشود كه مصر نخستين ملتى بود كه مؤلفه‌هاى كامل و درست ملت در آن شكل گرفت و پس از آن نخستين سرزمينى بود كه توانست تا آنجا كه بشر در طول تاريخ از آن آگاهى دارد ، نخستين دولت را به معناى منظم سياسى پديد آورد ، از اين روى « ملك مينا / نعومر عحا » ، بنيادگذار نخستين خاندان مصرى نخستين پادشاه در تاريخ بوده است و اين امر تقريبا حوالى سال 3200 ق . م ، يعنى بيش از سيزده قرن پيش از روزگار ابراهيم ( 1940 - 1765 ق . م ) اتفاق افتاده است ، چرا كه ديدار حضرت ابراهيم ( ع ) از مصر در روزگار « سئوسرت سوم / 1878 - 1843 ق . م ) از پادشاهان خاندان دوازدهم ( 1991 - 1786 ق . م ) بوده است « 3 » . ولى در اين باره نيز كه وى نخستين كسى بود كه [ مردم را ] به دار كشيد و دست و پاى آنان را بريد ، بايد گفت كه اين مدعا با آن نظر كه فرعون زمان موسى را كنندهء اين كار مىداند ، در تعارض است ، در قرآن كريم نيز به فرعون زمان موسى اشارت شده است « 4 » و در تفسير نسفى نيز

--> ( 1 ) . دربارهء دولت انباط - محمد بيومى مهران ، تاريخ العرب القديم ، ص 493 - 523 . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، 1 / 291 - 292 ؛ الكامل ابن اثير ، 1 / 116 - 117 ؛ تفسير قرطبى ، ص 1092 . ( 3 ) . - محمد بيومى مهران ، مصر ( كتاب نخست ) ، ص 241 - 272 ؛ اسرائيل ( كتاب نخست ) ، ص 72 - 82 ، 91 - 104 . ( 4 ) . سورهء اعراف / 123 - 126 ؛ طه / 71 - 76 .